|
کنسرت بزرگ علی لهراسبی در تالار رودکی اصفهان برای اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید ۰۳۱۱۴۴۱۰۰۰۶ ۵و۶و۷ آذر در اصفهان با علی لهراسبی
http://www.mrmusic.ir/article230.htmlآهنگ جدید و زیبا از پارسا پور کرمی به نام ایران من در حمایت از ( میر حسین موسوی )
ای جوان بر خیز موسوی آمده است
او برای تو به میدان آمده است او برای عزت ایران به میدان آمده او برای اصلاح قانون به میدان آمده رای هر ایرانی رای سبز است میر حسین موسوی پیروز میدان
دلا اکنون زمان کاهلی نیست
امشب شبکه ۳ مناظره احمدی نژاد و مهندس میر حسین موسوی ساعت ۱۰ و ۳۰دقیقه
مابه آن سیدو این میرارادت داریم
مابه لبخندگل سرخ شباهت داریم رای هرپیروجوان نیست بجزمیرحسین ما به خردادپراز حادثه عادت داریم پیش بسوی۳۰میلیون رای سبز
سخته آخه دلواپسی یه وقت به عشقت نرسی وقتی که توی قلبم نباشه یک ستاره بهتر که باز بمیرم عاشق نشم دوباره سخته آخه تنها شدن یه قصه بی صدا شدن سخته آخه دلواپسی یه وقت به عشقت نرسی نگیره دستات و کسی وقتی دلش تنگ نمیشه سنگ تو سینش همیشه برم که چیزی نمیشه عاشق میمونم همیشه...!
دوباره نمیخوام چشای خیسم و کسی ببینه یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه بازم دلم گرفت و گریه کردم بازم به گریه هام میخندن دوباره یه گوشه میشینم و واسه دلم میخونم هنوز تو حسرت یه هم زبونم ولی نمیشه و این و میدونم کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده!! چون میدونم آپ بعدیم خیلی طول میکشه میلاد با سعادت حضرت علی(ع) پیشاپیش تبریک عرض میکنم!
دوباره دلم میخواد چشمکی از اون چشات دوباره تنگ شده این دلم واسه برق نگات تو رو میخوام بیا تو ی لحظه هام بیا تا بشکنه باز بغض صدام بیا و پیشم بمون واسه همیشه بیا که زندگی بی تو هیچ نمیشه بیا که اسم قشنگت عشق نازم رنگ تازه ایی توی صدام داره تو که لبخند میزدی به دلم چنگ میزدی به طپش مینداختی قلب نا امید و تو که فریاد میزدی تو گوشم داد میزدی میگفتی دوست دارم عشق سفید و بیا پیشم که من بی تو هیچم!!
پشت سرم گریه نکن مسافرم" مسافرم اشکات و هی هدر نده باید برم "باید برم جلوی راهم و نگیر بذار برم گریه نکن صلاحمون اینه عزیز باید برم سفر کنم طاقت اشکات و ندارم تو رو خدا نذار ببارم خدا نخواست قسمت اینه که من تو رو تنها بذارم تو رو خدا گریه نکن اینقدر نگو نرو "نرو بغضم داره میترکه اینقدر نگو نرو"نرو اینجوری بیتابی نکن الهی قربونت برم خدا نگهدارت باشه باید برم"باید برم تو رو خدا گریه نکن...
هم اتاقی برس به دادم اونی که دل و دینم رو برده خیلی وقته نکرده یادم هم اتاقی ببین چگونه سیل اشکم شده روونه درد جانسوزم و به جز تو به خدا هیچکی نمیدونه هم اتاقی برو طبیب دل بیمارم و بیار بهش بگو عاشقش غریب مرده از رنج و انتظار ای عزیزم برس به دادم اونی که دل و دینم رو برده خیلی وقته نکرده یادم....
من اگه هنوز میخونم باسه خاطر دل توست شعر من صدای غم نیست هم صدای حسرت توست عزیزم اگه خزونم باست از بهار میخونم تورو تنها نمیذارم گرچه تنها جا میمونم اگه تو شبای سردت با خودت تنها میشینی من برات میخونم از عشق تا که فردا رو ببینی اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی بر باد من برات میخونم ای گل نوبهار و نبر از یاد همه دلخوشیم به اینه که تو یادت موندگارم گر چه عمریه تو این دشت یه خزون بی بهارم... دوستای مهربونم سلامی عاشقانه تقدیم شما عزیزای خودم! با دوست بسیار گلم سونیا یه وبلاگ ضد پسر ساختیم که اگه دوست دارید دیدن کنید ما رو برای بهتر شدن این وبلاگ همراهی کنید با تشکر(آرزو)
یه صدایی از توی قلبم میشنوم صدای جدیدیه شاید این یه نفر جدیدیه محکم به در قلبم در میزد نمیدونم کیه؟ گفتم:تو هم مزاحمی بگو چی میخوای؟ نمیدونستم چه کار کنم اگه در و باز کنم چه جوری از توی قلبم بیرونش کنم! نه در و باز نمیکنم گفتم:از پشت در حرفهات و بزن و برو گفت:نمیتونم بذار بیام توی قلبت گفتم: نمیتونم حرفت و بزن گفت:تو رو میخوام و دوست دارم توی منزلگاه عشقت حضوری داشته باشم گفتم:نه تو هم مثل بقیه میخوای دیوارهای منزلگاه و خراب کنی؟! منزلگاه دیگه کسی و نمیخواد.. میخواد تنها باشه تنهایی تا حالا دیوارهای منزلگاه و زخمی نکرده! گفت:من میرم اما دیگه سراغت نمیام حتی اگه التماسم کنی! گفتم:برو من تا الان منتظر کسی نبودم و تو بی خود سراغ من اومدی! مثل بقیه با دروغ داری کارت و شروع میکنی؟ در و باز کردم نمیدونم این کیه؟ از تنهایی پرسیدم: تو میدونی این کیه؟ در حالی که اشکام سرازیر شد فهمیدم کیه! اون و تو آغوشم گرفتم و برای همیشه رفتم آری مرگ بود!!!...
به آسمان نگاه کردم آسمان در آن شب تیره و تار بسیار درخشان بود پر از ستاره بود ستاره ها چشمک میزدن گویی این چشمکها پر از حرفها و رازهایی پنهانی بود شاید ستاره ها با من حرف میزدن و درد و دل میکردن اما من صدای آنها را نمیشنیدم آری... فاصله من تا ستاره ها بسیار زیاد است اما فقط صدا... درست است نگاهم میتواند حرف بزند درد و دل کند... اما حیف من زبان نگاه را نمیدانم هر چه بیشتر به ستاره ها نگاه میکردم انگار درخشانی آنها بیشتر میشد این درخشانی پر از حرف نشانه چیست؟ آنها از چه میخواهند بگویند؟ خیلی سعی کردم بتوانم اما نمبتوانستم... فریاد میزدم شاید صدایم به آنها برسد اما خبری نبود!! حسی در وجودم بود نمی دانستم چیست! آیا خوب یا بد...؟ ساعتها به سوی آسمان و ستاره ها خیره شدم دیگر خبری از ستاره ها نبود افسوس میخوردم... اما صبر میکنم تا شاید در شبی خیره به آسمان بتوانم حرفهای ستاره ها را حس کنم و آنها را در وجودم لمس کنم نمیدانم کی اما میدانم که میتوانم....
شاید در همین نزدیکیها یکی باشه صدات و بشنوه و حرفات و گوش کنه به لبخندت نگاه کنه اما حیف که همیشه اشکهای تو را دیده...!چرا غم تو را تنها نمیگذارد شاید شادی رفیق نیمه راهی باشه اما غم با اینکه تلخه ولی برای تو همیشگی بوده همراهی او تو را تنها نذاشته تو از اینکه هنوز تنها نیستی غمی داری که همیشگی بوده تو را تنها نگذاشته شاید اگر روزی رفیق نیمه راه تو ررا صدا زند صدایش را نشنوی و یا اینکه اصلا جوابش را نمیدهی آری حق با توست چرا که اون در لحظه های تنهایی فقط تو را میخواهد اما غم در هر لحظه ایی خواهان توست شاید زمانی بود که حتی وقتی رو به شادی میکردی او در مقابل تو سکوت میکرد یا اینکه جوابش نه بود ولی غم در سخت ترین شرایط هم تو را تنها نگذاشت چرا من دوستدار غم نباشم؟! چرا از من میپرسید که چرا غم داری! مگر غم چیست که از آن کناره گیری کنم.. این شادی است که هیچ گاه خواهان من نبوده ولی غم همیشه با من بوده شاید غم خیلی تلخ باشه اما من این تلخی را دوست دارم شاید گریه هایی را که همراه غم در وجودم داشتم برای من بهتر از لبخند بوده شاید لبخند دیر به دیر به سراغم میاید یا اینکه اصلا به سراغم نمیاید ولی غم خمیشه یا ثانیه به ثانیه غم مرا با دوستانش آشنا کرد با گریه! گریه هم مثل غم مهربان و بامرام شاید هم مثل غم همیشگی... همیشه با گریه بود که من میتوانستم دلتنگی ها را از دلم بیرون بریزم اما با شادی شاید برای لحظه ایی بود که دلتنگی را فراموش میکردم و دوباره به سراغم میامد اشک ریختن زیباست چرا همیشه ما شادی و لبخند را زیبا میپنداریم؟! آیا وقتی یک دوست تو را تنها نمیگذارد و دلتنگی را همراه دوستانش از تو دور میکند زیبا نیست؟! من زیبایی زندگی را در تلخی میبینم چرا که تلخی ها هستن که نوید ادامه زندگی را میدهند!!! چرا که نویدی میدهند که تو میتوانی مقابله کنی با گریه با فریاد وبا هر چه که میتوانی اما هیچ گاه نه نگو... نه در مقابل اینها تو را نابود میکند باز با این حال شما از من چه میخواهید؟؟؟ که چی ! به چی بخندم؟ من عاشق غم هستم عاشق گریه فریاد دلتنگی و تنهایی.. اگر اینها نباشند من هم نیستم!! خنده و شادی برای لحظه ایی زیبایند اما غم برای همیشه زیباست مادر سلطان غم است! ایا این جمله زیبا نیست؟! پس چرا از غم هراس داری و دوست داری که به آن پشت کنی!! نه.. غم تنها مو نسی است که میتواند تو را تنها نذارد اما شادی چی؟ دروغگو و نیمه راه! چرا که هر جا هر وقت دوست بدارد میرود و تو را تنها میگذارد و اینجاست که تو به سراغ گریه میروی! ولی گریه با روی باز از تو استقبال میکند و ثابت میکند که تو را دوست میدارد و تنهایت نمیگذارد این بار هم باز خواهان شادی هستی؟! آری تو به حقیقتی دست یافتی که شاید تا به حال در اشتباه بوده ایی غم دوستت دارم و تا آخرین نفس تو را میخواهم!
یا فاطمه امروز روز تولد توست روز توست روز مادران است روز صبوران روز پاکان روز مهربانان روز عشق و محبت تو الگوی شرم و حیایی و مظهر عشق و صفایی تو ماه علی و عشق مایی تو ایوب زمانی ذکر نام تو ذکر خوبی هاست تو الگوی مادرانی بعد از تو این روز برای مادران است فاطمه جان و مادران عزیز روزتان مبارک... البته پیشاپیش من این روز و به مادران گل ایرونی تبریک گفتم!
این بار هم غروبی در راه است گویی این بار غروبی سخت غروبی که شاید عمرم را هم غروبی کنه تمام وجودم را به غروب میسپارم این غروبه که هیچ گاه مرا ترک نکرده نه چگونه میتوان تنهایش گذارم؟! مگر غروب چیست که از آن هراس داری؟! غروب برای من تنها مونس است غروب برای من زیباست. شاید آن طلوع بود که همیشه اشکهایم را در میاورد و بی خبر از پیشم میرفت! ولی.... غروب را میپرستم غروب در تنهاترین تنهایی ها کنار من بوده و هست غروب تنها مونسی است که همیشگی بوده!!! نه چگونه میتوانم غروب را فراموش کنم. غروب... غروب با صدای زیبایش برایم لالایی خوانده و با دستهای مهربانش گونه های مرا ناز کرده غروب تنها تکیه گاه من است سختیها را آسان نمود و من نفهمیدم غروب زیباترین دوست من است و زیباترین لحظه های زندگیم غروبی بوده غروب کجایی بیا نیازت دارم!!!!! غروب...
عاقبت ظلم تورو یه روز تلافی میکنم اشکام و پاک میکنم با دل تباهی میکنم میاد اون روزی که تو قهر دلم روببینی چشمات و باز بکنی حقیقت و خوب ببینی میاد اون روزیکه من نامه هات و پاره کنم میاد اون روزیکه من غم دلم و چاره کنم اگه اون روز برسه منم برات ناز میکنم با غم و غصه و دردم تورو دمساز میکنم اگه دل تاب بیاره منم به اون روز میرسم روی ابرا میشینم به آسمونها میرسم تو میخوای تا میتونی دل من و تو خون بکنی با رقیبام بشینی من و تو دیوونه کنی اما هر روز خوشی تنگ غروبی هم داره شبهای سرد و سیاه صبح سفیدی هم داره میاد اون روزیکه من نامه هات و پاره کنم میاد اون روزیکه من غم دلم و چاره کنم اگه اون روز برسه منم برات ناز میکنم با غم و غصه و دردم تو رو دمساز میکنم اگه دل تاب بیاره منم به اون روز میرسم روی ابرا میشینم به آسمونها میرسم...
شب تنهایی خوب گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند شب سلیس و یکدست و باز شمعدانی ها و صدادارترین شاخه ی فصل ماه را می شنوند پلکان جلو ساختمان در فانوس به دست و در اسراف نسیم گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را چشم تو زینت تاریکی نیست پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا وبیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشداردهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامید شب اندام تو را مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کنند پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت: "بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تو راست" (سهراب سپهری)
|
About![]()
سلامی گرم تقدیم شما دوستان گلم Archivesهفته چهارم آبان 1388هفته سوم تیر 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته دوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 Links
عشقی دوباره آمد تا...(محمد) |